تبليغاتX
K2 -
کوهنوردی-طبیعت-شخصی

پوزش نامه

سلام دوستان خوبم

منو ببخشید که مدتیه آپ نکردم و مطلب جدیدی اضافه نکردم .

تا جایی که یادمه همیشه همینجور بودم از کودکی تا نوجوانی و جوانی ؛ از دبستان بگیر تا دانشگاه و بعدش . همیشه یه چیزی رو خوب شروع می کردم و بعد از مدتی بدون اینکه خودم متوجه شده باشم ناگهان به خودم می اومدم و می دیدم که : اه  ای داد بی داد من باز هم دست کشیدم اما هیچ وقت متوجه نمی شدم که این کار چه وقت و در چه شرایطی اتفاق افتاده . آره دوستای خوبم اینطوری بود که من یه مدتی :

ـ دروازه بان خوبی بودم و بعد . . .

ـ می رفتم بدنسازی و گیر می دادم اما . . .

ـ دستای بلند و کشیده من جون می داد واسه بوکس و استادم چقدر همون چند جلسه اول منو پذیربه بود و تشویقم می کرد اما من . . .

- برنامه نویسی

- تری دی مکس

ـ مایا

ـ فول کنتاکت

ـ فوق لیسانس

ـ گرافیک 

ـ دکوراسیون

 و و و و

و ده ها و صد ها موضوع ریز و درشت دیگه

اما روزی که این وبلاگ رو ثبت کردم به خودم گفتم که اگه می خوای مثل گذشته عمل کنی لطفا و خواهشا بی خیال شو  که دیدم یه هو سر و کله آنا ( آناپورنا ) پیدا شد و اول تبریک گفت که وبلاگ ثبت کردم و بعدش اعتراض کرد که چرا زودتر خبر ندادی .Smiley

ای بابا گاومون زایید ؛ حالا خر بیار و باقالی بار کن .Smiley

 راستش تا اون روز هنوز وبلاگم خالی بود و مطلبی آپ نکرده بودم راستش نمی دونستم که چه باید بکنم ؟

خب ؛ تصمیم گرفتم نترسم و اعتماد بنفس داشته باشم و بنویسم آخه نا سلامتی من یه مدتی سردبیر و مدیر مسئول نشریه دانشکده بودم و یه دوره خبرنگاری هم رفته بودم .

با کمی ترس شروع کردم و بقیه-ش رو هم که خودتون می دونید . نوشتیم و خواندیم و در محضر شما از حضورتون فیض بردیم و آموختیم و باز هم می آموزیم .

اما این چند هفته . . .

کفش هام خراب شد

جایی نرفتم

چیزی در خور شما دوستای ندیده ام ندیدم و ننوشتم که براتون آپ کنم و به دردتون بخوره اما تا دلتون بخواد کتاب خوندم : دو-سه جلد از اورست ؛ ازهیمالیا ؛ کاراکوروم ؛ سنگ ؛ کوه ؛ سنگنوردی ؛ هیتلر ؛ جغرافیا ؛ فلسفه ؛ عکاسی ؛ هنر مدرن ؛جامعه شناسی ؛ سیاست ؛ پزشکی در کوهستان و . . . و  یه عالمه مجله و مطلب دیگه . من خوره کتابم واقعا Smiley.

یعنی دارم یاد می گیرم ؛ دارم آموزش می بینم .

تا اینکه . . .

تا اینکه با چند تا دوست جدید آشنا شدم و رفتم سنگنوردی و خیلی هم خوشم آمد و دارم دوره های شاگردی و آشخوری رو در محضر دوست و استاد جدیدم آقای امید سلطانی عزیز می گذرونم .

دارم طناب گره می زنم و از دیواره ها بالامیرم .

هشت و حمایت و خود حمایت و دو-سر-طناب و . . . 

به هر صورت امیدوارم که منو ببخشید و عذرم رو بپذیرید ( خودم که نمی پذیرم ) .

بر می گردم .

K2

نوشته شده توسط شهرام کریمی در ساعت 18:10 | لینک  |